افراد آنلاین

 1 مهمان حاضر

فرم ورود



آمار




مرکزمشاوره وخدمات روانشناختی سایت آموزشی مهندس امین زاده
مصاحبه با نفر آخر کنکور PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۲۸

مصاحبه با نفر آخر کنکور

شاید مدتها بود که دنبالش مي گشتم، تا اينکه بالاخره در جايي که فکرش را نمي کردم پيدايش کردم. رستوران شيکي بود من را پشت بهترين ميز رستوران دعوت به نشستن کرد و خودش هم رو به روي من نشست.
طبق معمول چنين مصاحبه هايي، آن را با همان زبان محاوره برايتان بازگو مي کنم.
ميشه لطفا يه بيوگرافي از خودت بگي؟
م- ض هستم 22 ساله بچه سوم خانواده هستم 2 برادر و يک خواهر دارم
مي دوني براي چي مي خوام باهات مصاحبه کنم؟
خنديد و گفت: پشت تلفن گفتين براي اينکه من چند سال پيش نفر آخر کنکور شدم
فکر مي کردي به اين دليل يک روزي باهات مصاحبه کنن؟
راستش نه اصلا، هميشه با نفرات اول و برتر مصاحبه مي کنن
حالا بگو چي شد که نفر آخر شدي؟
باز هم خنديد و گفت چي بگم؟ تلاشم و کردم که نشم ولي شدم
رشته تحصيليت چي بود؟
رياضي فيزيک- من تو گروه رياضي آخر شدم
درصدهات چطور بود؟
اکثر درس ها رو تقريبا 3/33- زدم و زبان مثبت 3
اين بار من خنديدم و گفتم جدا يعني اينقدر وضعت خراب بود؟
راستش نه من اينقدرها هم اوضاعم وخيم نبود ولي نفر بغل دستيم آدم درس خوني بود من سعي کردم زير چشمي از روي اون يه چيزايي بزنم انگار از اولش يه تست جابجا زدم تا آخرش خراب شد
اگر خودت مي زدي بهتر نبود؟
چرا بهتر بود زبان رو خودم زدم شد مثبت 3
پس زبانت خوبه؟
آره اگه به اتهام رابطه با شبکه هاي غربي تهديد نشم نسبت به بقيه درسهام خوبه الان هم ادامه اش دادم چون دوستش داشتم و به زودي مدرک
IELTS مي گيرم.
چه خوب پس هوش و استعدادت بد نيست. درسهاي دبيرستانت چطور بود؟
من درسم خوب بود با معدل خوبي اومدم دبيرستان رياضيم خوب بود که به اين رشته اومدم اما سال آخر پيش دانشگاهي تقريبا کمتر خوندم يه جورايي بي خيال شده بودم بيشتر کتابهاي ادبي و علمي خارج از درس مي خوندم و يا دنبال کسب و کار بودم. چند واحد پيش دانشگاهي افتادم اما دوباره امتحان دادم قبول شدم.
واسه کنکور روزانه چند ساعت درس مي خوندي؟
به ظاهر 14 ساعت
چي؟ 14 ساعت بعد نفر آخر شدي
در حالي که از شدت خنده چشماش تنگ شده بود گفت: گفتم به ظاهر، صبح از خونه بيرون مي اومدم و مي رفتم مدرسه يا خونه دوستم يا با دوستام مي رفتيم کتابخونه اما عملا درس زيادي نمي خونديم من يا کتاب رمان مي خوندم يا شعر و يا در مورد کسب و کار و فوتبال صحبت مي کرديم.
پس روحيه لطيفي داري؟
اي تقريبا من پشت کنکور کلي شعر سرودم، بهترين کتابهاي داستان رو خوندم و يه ساز ياد گرفتم
فکر کنم از اول اشتباه اومدي رشته رياضي
شايد، اما من رياضيم بد نبود دوست داشتم. بيشتر با دانشگاه رفتن مشکل پيدا کرده بودم. البته دوست داشتم قبول بشم اما واسه کنکور خيلي نمي تونستم بخونم.
کلاس کنکور يا کنکور آزمايشي هم مي دادي؟ رتبه هات اونجا چطور بود؟
آره کلاس ثبت نام کرده بودم اما زياد نمي رفتم. سر جلسه کنکور آزمايشي هم با بچه ها ترکيب تيم ها در مسابقه فوتبال شب رو حدس مي زديم.البته يکي دوبار رتبه هام خوب شد چون يکي از بچه ها براي خنده از بيرون جلسه از روي پاسخ نامه جواب تستهارو اس ام اس کرد.
عجب، پس کلي ماجرا ها داشتي. وقتي کارنامه کنکورت اومد عکس العمل اطرافيان چي بود؟
مجاز نشده بودم به اونها گفتم قبول نشدم. به کارنامه هم زياد توجه اي نداشتم چون برام مهم نبود تا اينکه خواهر بزرگترم که دانشجو بود نگاه کرد و گفت آبروي خانواده رو بردي گفتم چرا گفت: نفر آخر شدي بيچاره. منم مونده بودم بخندم يا گريه کنم. برادر کوچکترم تا ماهها مي خنديد هنوزم اگه يادش بيفته مي خنده و جالبتر از همه اينکه دوستام بابت اين افتخار ازم شيريني گرفتن.
جدا؟ جالب بوده، کسي از دوستات قبول نشد؟
چرا يکيشون مجاز شد اما سال بعد شرکت کرد رتبه خوبي آورد و مهندسي عمران مي خونه بقيه هم رفتن دانشگاه آزاد
تو چي، آزاد شرکت نکردي؟
چرا شرکت کردم انتخاب هفتم، هموني که دانشگاه انتخاب مي کنه کارداني فيروز کوه قبول شدم نرفتم.درصدهام خيلي بهتر از سراسري بود.
سالهاي بعد چي؟
ديگه کنکور شرکت نکردم، حتي دوستام مي گفتن برو کيکش رو بخور و بيا حال مي ده اما با اون آبروريزي تصميم گرفتم ديگه شرکت نکنم
راه رو براي جوونترها باز گذاشتي تا يکي ديگه آخر بشه درسته؟
صداي قهقه اش تو سالن رستوران پيچيد گفت آره ديگه
همين موقع گارسني با نهايت احترام دو تا پيتزا روي ميز گذاشت و گفت آقا ديگه امري نيست؟
دوست ما هم گفت نه فعلا کاري ندارم فقط به رضا بگو پشت دخل باشه تا من کارم تموم بشه
پرسيدم چي شد که رستوران زدي و اومدي تو کار فست فود.
از اولش به کاسبي بيشتر علاقه داشتم مخصوصا معامله ماشين بعد از کسب افتخار در کنکور با کمک دائيم يه وام گرفتم البته هيچ کس روي من حساب نمي کرد چون همه فهميده بودن نفر آخر شدم و ميگفتن اين خنگه، اما دائيم بهم اعتماد کرد اعتمادي که پدرم بهم نکرد. يه مبلغ مختصري وام گرفتم اول يه دونه تک لقمه اي زدم بعد کردمش ساندويچي بعد باز با کمک دائيم يه وام بيشتري گرفتم و اين فست فود رو زدم والان خيلي راضي هستم
و از خيلي از دوستات که رفتن دانشگاه جلوتري
از لحاظ مالي و زندگي آره اما علمي و مدرک نه، خيلي از دوستام تازه مي خوان فارغ التحصيل بشن و دنبال کار بگردن و جالبتر از همه اينه که همشون گفتن مي خوان بيان اينجا با من کار کنن.چون اوضاع بازار کارشون زياد خوب نيست و تازه اگر هم برن سر کار کمتر از من درآمد دارن
بله، منم کم کم دارم پشيمون مي شم که رفتم ارشد خوندم اگه ميامدم پيش تو اوضاع ماليم بهتر بود.
هردو با هم خنديديم.
سربازيت رو چکار کردي؟
خدا گر ز حکمت ببندد دري به رحمت گشايد در ديگري،براي چشمهام معافيت پزشکي گرفتم و بعدش هم.....
وقتي اسم کنکور مياد ياد چي ميفتي؟
ياد اون صداي بلندگو که مي گفت رابطان اجراي بند 3 و من ازش متنفر بودم.
تو مي دوني با اين سن کمت يکي از موفق ترين افراد در کسب و کار هستي؟ علتش رو چي مي دوني؟
آره من موفق شدم به قسمتي از آرزوهام برسم و هنوز هم بايد تلاش کنم و تنها علتش اين بود که به حرف و متلکهاي مردم توجه زيادي نکردم و نگفتم تنها راه موفقيت دانشگاه رفتنه و رفتم سمتي که استعداد داشتم و خيلي هم سختي کشيدم شما نمي دونين وقتي سررسيد قسط وام مي شد چه بدبختي مي کشيدم تا جور بشه اما خدا کمکم کرد و خدا رو شکر مي کنم.
الان چي؟ تصميم نداري دانشگاه شرکت کني؟
نه تصميم ندارم ولي اگه شرکت کنم احتمال زياد قبول مي شم.
چرا؟
چون تعداد داوطلبها خيلي کمتر شده و تعداد ظرفيت رشته ها خيلي بيشتر شده به نظر من چند سال پيش و يا حتي چند سال قبل تر از کنکور من خيلي قبولي سختتر بود. تازه يه راه بهتري هم سراغ دارم.
چه راهي؟
فعلا که هر سال مي گن سئوالها لو رفته يا فروخته شده با اين حساب اين بار نفر اول ميشم.
ديگه قرار نشد نامردي کني، درسته که اين مسئله هست مخصوصا در مقاطع تحصيلي بالاتر اما کار درستي نيست.
مي دونم ، شوخي کردم.ولي من واقعا دلم براي کسايي که زحمت مي کشن و يه عده با تقلب بالا ميرن مي سوزه.
موسيقي و شعر رو ادامه ندادي ؟
چرا گيتار خوب مي زنم. شعرهام هم بد نيست شايد يه روز به اسم من نفر آخرم چاپشون کردم.
واقعا که شخصيت جالبي داري،من کلي ازت انرژي گرفتم اگه حرف خاصي با بچه هاي پشت کنکور داري بگو
به کنکور مي شه دو جور نگاه کرد اگه به عنوان يک سد بهش نگاه کنين چه قبول بشين چه نشين موفق نيستين و اگه به عنوان يه مرحله از زندگي بهش نگاه کنين و براتون خيلي مهم نباشه، چه قبول بشين چه نشين موفق ميشين مثل من.سعي کنين به زندگي يه جوري غير از اونجوري که ديگران مي بين نگاه کنين .

 

 

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۳۱
 
براي سنجش هوش کودکان PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط Administrator   
يكشنبه ۰۱ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۵

آزمايش هاي ساده براي سنجش هوش کودکان
آزمايش اول
تصاوير ساده‌اي تهيه کنيد و اجزايي از اين تصاوير را حذف کنيد. از کودک خود بخواهيد بگويد تصوير مورد نظر چه اشکالي دارد. تصاويري که انتخاب مي‌کنيد معمولا تصاوير ساده‌اي خواهد بود که کودک با آنها آشنايي داشته باشد. مثل چهره يک آدمک که دهان و لبها حذف شده است يا ساعتي که عقربه ندارد يا ميزي که پايه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشي خود به تدريج اين توانايي را بدست مي‌آورند که بتوانند اجزاي حذف شده در تصاوير پيچيده را شناسايي کنند. بر اين اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاوير مربوط به اشيا آشنا و عيني را راحت‌تر شناسايي مي‌کنند. با بالا رفتن سن کودک مي‌توان تصاوير پيچيده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.
آزمايش دوم
داستانهايي براي کودک انتخاب کنيد و با تغييراتي که در آنها ايجاد مي‌کنيد منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانيد. توجه کنيد اين تغييرات متناسب با سطح سني کودک باشد و بيان کننده مسائل غير عادي و غير طبيعي باشد. به اين داستان توجه کنيد. روزي روزگاري توي يک رودخانه زيبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزي قرار داشت چند تا ماهي کوچولو زندگي مي‌کردند. ماهيها هر روز که از خواب بيدار مي‌شدند شروع مي‌کردند به بازي و تفريح.
يک روز يکي از ماهيها در حالي که بازي مي‌کرد افتاد زمين و يکي از پاهايش زخمي شد. دوستانش به کمک او آمدند و پاي او را پانسمان کردند. ماهي کوچولو خيلي ناراحت بود و درد شديدي داشت. دوستانش هم خيلي ناراحت بودند چون نمي‌توانستند باهم بازي کنند. چند روز گذشت تا پاي ماهي کوچولو خوب شد. ماهي قصه ما خيلي خوشحال بود پيش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازي کنند. اما اين دفعه ماهي کوچولو مراقب بود که اتفاق بدي برايش نيفتد.
آزمايش سوم
اشيا و وسايلي را انتخاب کنيد و از کودکتان بخواهيد بگويد اين اشيا به چه دردي مي‌خورند و به عبارتي چه کاربردي دارند. توجه داشته باشيد نوع سوال کردن براي کودکان مهم است. سعي کنيد بدون اين که راهنمايي مستقيمي ارائه داده باشيد طوري سوال کنيد که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهاي زير توجه کنيد:
چاقو به چه دردي مي‌خورد؟
کاسه به چه دردي مي‌خورد؟
کلاه براي چيست؟
سوالات فوق براي کودکان سنين پايين مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما براي کودکان بزرگتر مي‌توان از مثالهاي ديگري استفاده کرد:
با آچار و پيچ گوشتي چه کار مي‌توان کرد؟
با سوزن چه کار مي‌کنيم؟
آزمايش چهارم
چند مورد ميوه ، اشيا يا چيزهاي ديگر را که از يک جنبه خاص تشابهاتي با يکديگر دارند انتخاب کنيد و در اختيار کودک قرار دهيد. و از کودک بخواهيد بگويد اين اشيا چه شباهتي به يکديگر دارند. مثلا يک پرتغال ، يک سيب يک خيار و يک موز. که همگي ميوه هستند. اين آزمايش را با توجه به شرايط سني کودک و ساير عوامل مي‌توانيد با اندک تغييراتي اجرا کنيد. براي کودکان کوچکتر مي‌توانيد از خود اشيا يا از تصاوير آنها استفاده کرد. براي کودکان بزرگتر مي‌توان نام اشيا را به ترتيب گفت و سپس از او سوال کرد.
آزمايش پنجم
گروهي از اشيا يا چيزهاي ديگر را انتخاب کنيد که شباهتهاي اساسي به يکديگر دارند. در ميان اين گروه شي را قرار دهيد که در آن ويژگي مشترک با بقيه نيست. و از کودک بخواهيد آن شي را که با بقيه تفاوت دارد در بين گروه انتخاب کند. مثلا چند شي دايره‌اي شکل انتخاب کنيد و در بين آنها يک مکعب مربع قرار دهيد. براي اين آزمايش نيز مي‌توانيد از خود اشيا ، تصاوير آنها يا نام بردن اسامي ، آنها استفاده کنيد. ولي توجه داشته باشيد کودکان کوچکتر به دليل اين که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نيست نمي‌توانند در روش نام بردن وسايل عملکرد خوبي داشته باشند.
موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط مي‌شود نه به عملکرد هوشي آنها. براي اين کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود يک غريبه در گروه است. توجه داشته باشيد که عکس‌العملي خاص از طرف گروه و يا آن فرد غريبه صورت نگيرد. کودکان در برخي سنين اگر در چنين شرايطي قرار گيرند، ممکن است گريه کنند.
درک کردن شرايط عاطفي اطرافيان توسط کودکان
کودکان حتي حالات عاطفي اطرافيان خود را ادراک مي‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خنديدن کنيد و به واکنشهاي او توجه کنيد. بي‌شک واکنشهايي از او مشاهده خواهيد کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خنديدن و از کودکان بزرگتر درخواست براي بغل شدن ، پرسيدن علت خنده و ... . همچنين اگر در حضور کودک شروع کنيد به گريه کردن و واکنشهاي کودک را مورد بررسي قرار دهيد خواهيد ديد که واکنشهايي حاکي از درک شرايط عاطفي شما نشان مي‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعي بودن شرايط نشوند و شروع کنند به گريه کردن يا نگاههاي خيره و وارسي کننده . کودکان بزرگتر سعي مي‌کنند کاري انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوي چشمانش و ... .

 
مشاوره PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۰۵

این نوع از مشاوره(تحصيلي) اختصاص به دانش آموزان مدارس و دانشجویان دارد. که برای کمک و راهنمایی آنها در زمینه انتخاب رشته تحصیلی در دوره دبیرستان ، انتخاب رشته تحصیلی دانشگاهی ، اطلاع از مقررات و شرایط و قوانین مدرسه یا دانشگاه و یا هر مساله و مشکلی که در محیط تحصیل برای آنها ممکن است پیش بیاید دارد. رفع این نوع مسائل یا مشکلات به عهده مشاوران تحصیلی است.

آخرین به روز رسانی در شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۳۷
 

ساعت

نظرسنجی

اوقات شرعی



تقویم امروز

امروز : سه شنبه
۰۹. شهریور ۱۳۹۵
26. ذي‌القعده 1437
30. آگوست 2016